Monthly Archives: September 2016

زندگی همجنسگرایان در ایران 

A story of a young hemosexal boy

​این تنها یک نمونه از هزاران نمونه برخورد با همجنسگرایان است. یکی از دوستان این یادداشت را در رابطه با یک پسر همجنسگرا در ایران برایم فرستاد. یک خبر  کوتاه اما بشدت دردناک که قلب هر انسانی را بدرد میاورد.  تنها جرم این پسر  تمایل چنسیش است. احتمالا هزاران پسر و دختر دیگر در شهرهای مختلف ایران وجود دارند که با  همجنسگرا بودنشان اینچنین بیرحمانه برخورد میشود و زندگی و آینده و سلامت جسمی و روحی روانیشان مورد تهاجم قرار میگیرد. نه تنها قانونی در دفاعشان وجود ندارد، بلکه رژیم اسلامی حاکم  و قوانینش علیه همجنسگرایان بوده و خشونت علیه انها را از هر طریقی روزمره ترویج و اجرا میکند. 

شیوا محبوبی

“””””””

《زندگی همجنسگرایان در ایران بسیار وخیم است مثلا  فردی را میشناسم که  مدام تخریب میشد خم  از سوی مدرسه و هم خانواده اش.  او را  کتک میزدند. یک شب پدرش اورا از خانه  به دلیل همجنسگرا بودنش بیرون کرد. این پسر بیچاره زیر پل مورد تجاوز گروهی  قرار گرفت.  وقتی که با او صحبت میکردم انگار در یک دنیای دیگه بود این تجاوز و تحقیر توسط خانواده و اشنایان و نبود هیچ گونه حمایتی از طرف دولت، باعث افسردگی شدید او شده بود. این پسر مدتی در خانه مادر بزرگش بود و مادربزرگش او را به  مشاوره میبرد و چندین جسله مشاوره ادامه داشت. از ترس تمسخر دیگران کمتر از خانه  بیرون میرفت و مدتی بعد  از مشاوره  از مادر بزرگش خواسته بود که او را به ازمایشگاه ببرد تا مطمئن شود  بیماری ندارد  چون  گفته بود که به نظر میامد که متجاوزان  اعتیاد داشتند. مادر بزرگش او را به ازمایشگاه میبرد و بعد مشخص میشود که این پسر بیچاره مبتلا به بیماری ایدز شده است. اولش  باورش نمیشد.  مادربزرگش با پدرش تماس گرفت و یک بار دیگر  ازمایش گرفته شد و مجددا مشخص شد که او واقعا به این بیماری مبتلا شده  است. این پسر بهه شدت عصبی شده و فریاد میزد وچندین بار اقدام به خودکشی کرد ولی او را به بیمارستان بردند.   در حال حاضر   اوضاع خوبی ندارد انگار یک ادم دیگه شده است که هیچ احساسی ندارد .  پیش مادربزرگش است و مادربزرگش سعی میکنه به او روحیه بدهد و برای درمان بیماریش اقدام بکنه ولی خودش علاقه ای نشان نمیدهد و انگیزه برای زندگی کردن را از دست داده است . از طرفی  پدرش  مداوما سرزنشش میکند و از مادربزرگ میخواهد  که پسرش را از خانه بیرون بکند. معلوم نیست که مادر بزرگش تا چه زمانی از او نگهداری خواهد کرد. آنچه که واضحه این پسر   اینده خوبی ندارد چرا که حتی درمان بیماری هم در جایی مثل ایران هزینه های زیادی دارد .

نویسنده : رضا》

Advertisements

مراسم یادمان جانباختگان دهه‌ی 60 در تورنتو

​https://www.youtube.com/watch?v=Y7KGZasuCiY&app=desktop

پیام شیوا محبوبی به مراسم یادمان جانباختگان دهه‌ی 60 در تورنتو

شیوا محبوبی- زندانی سیاسی سابق و سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران  در بخشی از پیامش به یارانِ یادمان می گوید:«… جنایات دهه‌ی60 باید در سطح وسیع‌تری افشاء بشه! … مخصوصن طرفِ خطاب ما باید به سوی نسلی باشه که در دهه‌ی 60 به دنیا نیامده و یا بسیار خردسال بودن. این نسل، باید بدونه که چه جنایتی در دهه‌ی 60 و بالاخص در تابستون 67 به وقوع پیوست. این نسل باید بدونه که امرِ عدالتخواهی، امرِ محاکمه‌ی عاملین و آمرانِ این دهه، امرِ«صرفا خونواده‌های جان‌باخت‌گان و یا جان‌به‌در‌بُرد‌گان» نیست؛ امرِ این نسله! چرا که از هر نظر-این فجایع- به زند‌گی اون‌ها ربط داره. باید به این نسل خاطرنشان کرد اهمیت و ویژ‌گی‌ مبارزه برای عدالتخواهی رو در رابطه با این جنایات!»

انسانیت مرز ندارد

​A very interesting action by a retired man in Australia in support of refugees. 

اقدام جالب یک مرد  استرالیایی. این مرد که یک قاضی بازنشسته است به وزیر مهاجرت استرالیا نامه نوشته و از برخورد دولت استرالیا با پناهجویان  و بازداشتشان انتقاد کرده است و گفته نمیتواند در مقابل این وضعیت سکوت کند و حاضر است حق شهروندی خود را هم از دست بدهد و زندگیش را با یک پناهنده عوض کند.  او گفته که به جای یک پناهنده در بازداشتگاه باشد و در عوض دولت اجازه دهد که یک پناهنده به جای او شهروندی استرالیا را داشته و در موقعیت ایشان زندگی کند. واقعا انسانیت مرز و رنگ ندارد و این جامه و مناسبات سرمایداریست که با خط کش منافعش ادمها را از هم جدا میکند.

http://www.bbc.co.uk/newsbeat/articles/37244767
#refugee   #Australia

%d bloggers like this: