هر جا كه هستم ، آسمان از آن من است

” هر جا كه هستم ، آسمان از آن من است “

به ياد كسانى كه آسمان را از يك دريچه كوچك ميبينند

سال ٢٠١١  بود كه در  اطاق انتظار يكى از سازمانهاى كمك به قربانيان شكنجه در لندن نشسته بودم و منتظر رئيس اين سازمان بودم كه با او در مورد حمايت از زندانيان سياسي در ايران جلسه اى  داشته باشم۰ به اطرافم نگاه كردم و روى يك ميز كوچك كنار مبل يك نوشته قاب گرفته شده  كوچكى ديدم، روى اين تابلوى كوچك به انگليسى  نوشته شده بود: ” هر جا كه هستم ، آسمان از آن من است ” اين جمله خيلى توجهم را جلب كرد، چند بار جمله را خواندم و هر باركه  ميخواندمش احساسى خوشايند ، احساسى پر از قدرت به من دست ميداد۰ اولش نميدانستم چرا ين جمله اينقدر به دلم نشسته است، احساس ميكردم جمله آشناست اما ميدانستم كه قبلا آن را جايى نه شنيده  و نه ديده بودم۰در ذهنم دليل آشنا بودن اين جمله را جستجو ميكردم كه پس از چند لحظه به ياد  سلول انفراديم در زندان ديز آباد كرمانشاه و آسمانى كه ازمربع كوچك دريچه بالاى سلول ميديدم  افتادم۰  هفت ماه بود درسلول انفرادى بودم و آن مربع كوچك آسمان تنها جايى از سلول بود كه دوستش داشتم چرا كه  ارتباطم را با دنياى خارج وصل ميكرد۰  وقتى به آن خيره ميشدم دلم پر پر ميزد مخصوصا وقتى تابستان بود، ياد دوران بچگى خودم ميافتادم،  ياد موقعى كه با خانواده ام پيك نيك ميرفتيم و آسمان يك فضاى بينهايت بود. خيره شدن به آن مربع كوچك بالاى سلولم انگار خون را با شتاب بيشترى در رگهايم  به جريان ميانداخت و قلبم به شدت ميتپيد۰ مثل بچه اى كه به زور از بازى كردن جدا يش ميكنند و با گريه و زارى  به خانه برش ميگردانند منهم مجبور بودم  نگاهم را به زور از دريچه آسمان برگيرم و ذهنم را به سلولم برگردانم.  بعد از چند بار تصميم گرفتم كه زياد به دريچه كوچك آسمان نگاه نكنم چراكه سختى  آزاد نبودن و نداشتن آسمان  بينهايت,  برايم دردناكتر بود;  چرا كه احساس زيباى تپيدن قلبى كه  سرشار از زندگى بود  به سردى و تاريكى تبديل ميشد و از شدت افسردگى حالت تهوع به من دست ميداد۰ به مرور زمان عليرغم همه دلتنگيم , از ته دل خوشحال بودم كه همان مربع كوچك آسمان  سلولم  مال من بود و هر زمان  ميخواستم ذهنم را در آن پرواز ميدادم و كسى نميتوانست جلو من  و پرواز ذهنم را در آن لحظه بگيردهمين حالا هم هر وقت هوا تابستانى است و آسمان با رنگ زيباى سفيد و آبيش،  با فضاى بينهايتش خودنمايى ميكند  هميشه به آسمان خيره ميشوم. هر بار به ياد آنموقعى كه  نميتوانستم آسمان زيباى تابستانى را با فضاى بيكرانش ببينم و تنها فقط يك مربع كوچك آسمان را داشتم  يك دل سير آسمان را  نگاه  ميكنم و دقيقا همانطور كه جمله تابلو نوشته بود:
” هر جا كه هستم ، آسمان از آن من است “

در روز سى و يك خرداد 1391 – بيستم ژوئن 2012  ,روز جهاني در حمايت از زندانيان سياسى بود كه  به ياد زندانيان سياسى حركت سمبليكى تحت عنوان ” يك آسمان، يك مردم ، يك آرزو”   از سوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى اعلام شد. در جاهاى مختلف با رها كردن بادكنك هايى كه اسم زندانيان سياسى روى آن نوشته شده بود  ياد زندانيان سياسى را گرامى داشتيم۰ من نيز در آن روز در حالى كه به آسمان آبى رنگ زيباى تابستانى نگاه ميكردم  به ياد همبندهايم  كه اعدام شدند بادكنكى را در آسمان رها كردم۰

حال هر بار كه به آسمان نگاه ميكنم بي اختيار به دختر نوجوانى  فكر ميكنم كه ماهها و سالها آسمان را تنها از يك مربع كوچك ميتوانست ببيند.  به زندانيانى فكر ميكنم  كه  حتى آن مربع كوچك را هم نميبينند اما خاطره و احساس آسمان زيبا و آبى رنگ  را در ذهن خود هر روز زنده نگه ميدارند.

ششم سپتامبر ٢٠١٣

Advertisements

About shivamahbobi

Women's rights activist and spokesperson for ​ Campaign to Free Political Prisoners in Iran (CFPPI), former political prisoner ,TV producer and presenter

Posted on September 6, 2013, in Political Prisoners - زندانيان سياسى, فارسى and tagged , , , , . Bookmark the permalink. Leave a comment.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: