Monthly Archives: July 2013

جنايت تاريخ مصرف ندارد

جنايت تاريخ مصرف ندارد. گذشت زمان به هيچ عنوان نميتواند جنايت را تقليل بدهد.

بر روي پوستر ى سياه و سفيد كه در شهرهاى مختلف آلمان پخش شده است نوشته شده ” دير شده است اما خيلى دير نيست”. اين پوستر از سوى كمپينى كه هدفش يافتن جنايتكاران دولت نازى و به دادگاه كشيدنشان است اخيرا در آلمان در شهرهاى هامبورگ، برلين و كلن به در و ديوار چسپانده شده است. طرح روى پوستر در ورودى اردوگاه مرگ آشويتس را نشان ميدهد. اين اردوگاه بزرگترين اردوگاه مرگ در زمان هيتلر بود و بيش از يك ميليون انسان در آنجا به قتل رسيد. در اين پوستر از كسانى كه در جنايات اردوگاههاى مرگ نازيها نقش داشته اند خواسته اند تا خود را به اين كمپين معرفى كنند. بر روى اين پوستر نوشته شده است :
” دير است اما خيلى دير نيست. ميليونها انسان بيگناه در جنگ جنايتكارانه نازيها به قتل رسيدند. برخى از مرتكبين اين جنايات هنوز زنده و آزاد هستند. كمك كنيد آنها را به محاكمه بكشانيم”
گفته شده است حدود شصت نفر از دست اندركاران اين اردوگاهها هنوز زنده هستند. برخى از اين افراد جزو نگهبانان اين اردوگاهها و يا جزو تيم جوخه هاى اعدام بوده اند Read the rest of this entry

Protest:London Olympic 2013

protesting IOC sexism & homophobia- London-UK

http://tinyurl.com/n2n8bd4 

24-07-2012

 

 

به ياد نلسون ماندلاها ى ايران

_68800127_kjtb5vu0

نلسون ماندلا  نود و پنج ساله شد,   به ياد نلسون ماندلاها ى ايران

نلسون ماندلا در حالى كه در بيمارستان است  نود و پنج ساله شد. اسم ماندلا را از همان كودكى  در محاوره بزرگسالان مرتب ميشنيدم , هميشه برايم جالب بود كه يك انسان چه ظرفيت و قدرتى ميتواند داشته باشد.   يادم ميايد زمانى كه دستگير و  در سلولهاى زندان بودم  يكى از كساني كه  برايم  سمبل مقاومت بود نلسون ماندلا بود. آنزمان  هنوز نلسون ماندلا در زندان بود . يكسال از دستگيريم گذشته بود, ١٧ سال داشتم و  سه ماه بود در سلول بودم . هر بار  سعى ميكردم به اين فكر كنم كه چگونه نلسون ماندلا توانسته است ٢٣ سال را در زندان بماند و شايد اين فكر, تحمل ديوارهاي سلول را برايم امكان پذيرتر ميكرد و من را به دنياى بيرون ارتباط ميداد.  پيش خودم فكر ميكردم  چقدر وحشتناك است كه انسانى ٢٣ سال در زندان باشد. ايا من ٢٣ سال در زندان خواهم ماند؟ ايا  نلسون ماندلا انسانى مانند من و ديگران يا انسانى است با قدرتي خارق العادد؟ كما اينكه هيچ عكسى از زندانش نديده بودم اما  در ذهنم سعى ميكردم او را در سلول  زندانش مجسم كنم.  احساس ميكردم تنها نيستم و در نقاط ديگر دنيا نيز انسانها به خاطر مبارزه براى آزادى به زندان ميروند.

روز, هجدهم جولاى, كه خبر تولد نود و پنج سالگى ماندلا را خواندم.  يك احساس دوگانه داشتم, از طرفى  هنوز مقاومتش  را تحسين ميكردم, خوشحال بودم هنوز زنده است و توانسته است ثمر مبارزه اش را ببينيد, هزاران نفر برايش جشن تولد ميگيرند و به او ميگويند فراموش نشده است و دوستش دارند.   اما از طرفى احساس كردم ديگر ماندلا آن ابهت سابق را برايم ندارد , وجودم را غم و عصبانيت فراگرفت. بي اختيار به ياد  زندانيانى افتادم كه نلسون ماندلاهاى ايران هستند اما خيلى ها در سطح دنيا آنها را نميشناسند, كسى نميداند تاريخ تولدشان چيست, كسى تولدشان را جشن نميگيرد, حتى خانواده شان هم نميتوانند در روز تولدشان حضور داشته باشند و يا صدايشان را بشنودند. كادوى تولدشان شكنجه  و كتك است . به ياد زندانى سياسى  خالد حردانى  افتادم كه خانواده اش پس از چهارده سال هنوز نميدانند چه بر سر خالد خواهد آمد. به ياد زندانيان دهه شصت افتادم كه  جان بدر بردند اما پس از مدت كوتاهى دوباره به زندان افتادند و هنوز در زندان هستند. به ياد سعيد زينالى افتادم كه پس از ١٤ سال هنوز مادرش نميداند چه بر سر پسرش آمده است.

 به اميد روزى كه سلولهاى بند ٢٠۹  زندان اوين نيز به مانند  سلول زندان نلسون ماندلا در  زندان جزيره رابن  به يك موزه تبديل شود و مردم جهان محل نگهدارى نلسون ماندلاهاى ايران را و عمق جنايات رژيم را از نزديك ببينند

%d bloggers like this: